• دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۸ - ۱۱:۵۴
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 982-13390-5
  • خبرنگار : 911201
  • منبع خبر : گزارش

ایلامشهر و مدیرِ شهر/ بسیار سفر باید تا پخته شود خامی

ایسنا، منطقه ایلام – یادداشت

علی مهرابی – دانش‌آموخته جامعه‌شناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی

اکنون که گردش زمین و زمان و برآمدن آفتاب، آب‌های جاری را یا برده یا خورده و سخن از سیل و سیلاب رفت تا پاییز یا بهاری دیگر، وقت آن است که بر قامت شهر ایلام بنگریم و مدیریت شهری و نقش شهردار را از نظر بگذرانیم. بدیهی است که این داوری بر پایه تجربه زیسته و مشاهده خدمات شهری است و بیرون از گود حوزه عمومی شهر و شهرداری را شامل نمی شود. اگر سرکی به فضای مجازی بکشیم و نام شهردار ایلام را رصد کنیم انباری از تکرار سفر فرنگ ایشان بر چشم بیننده آوار می شود. از صفاتی چون شهردار لاکچری و غرب زده و اهل ریخت و پاش، تا طعنه ها و کنایه ها که خوراکِ لذیذِ هر ذهنِ خبرِ خام خواری است. از جمله «شهردار لاکچری به درد ایلام نمی خورد. تا...ببخشید؟ مگر شهردار ایلام خارج رفته بوده؟ شهردار ایلام؟ ایلام؟! خارج!! شهردار!! مگه میشه...شهردار ایلام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  » بیشتر واکنش‌ها احساسی و عصبی و خشم آلود و نیشدار است. بیانیه ها صادر کردند و بر طبل تریبون ها کوبیدند و یکی نگفت اندکی درنگ کنیم و سربرگردانیم و سه سال پیش را پیش چشم آوریم. همان سالی که شبی بارید و شهر را شست و برد و بانگی برنخاست که مدیریت شهری چیست و جایگاه شهردار کجاست؟ یا قبل تر از آن. پروژه عمرانی پل روگذر شرقی شهر خودش ماجرایی شد. چند بار زمان‌سنجش را به سیصد و شصت و پنج برگرداندیم و دست آخر تابلو تقویمی را برداشتیم و دستگاههای دیگر مجبور به دخالت برای پایان این ماجرای کشدار شدند. از آن هم بگذریم و برگردیم به دو سال قبل. خیابان طالقانی یادمان هست چه بساطی برپا بود؟ امسال را با پارسال مقایسه کنیم. روزهای نزدیک به نوروز آن خیابان را به خاطر آوریم. روی سنگفرش آن قدم بزنیم، به اطراف نگاه کنیم و تفاوت را با دیده باز دریابیم. پروژه در حال انجام زیرگذر روگذر چهار راه رسالت و آیت الله حیدری را چطور ارزیابی می کنیم؟ باز بیایید بگردیم و ببینیم. آثار هنری و چشم نواز طبیعت گرایانه بلوار شهید بهشتی با چرخ های کهنه و ضایعات را چه کسی ندیده است؟ رقص نور رنگارنگ شبانه کاشته بر پای درختان همان بلوار به نظرتان زیبا نیست؟ بلوار امام علی(ع) نسبت به گذشته دارای هویت شکیل تری نشده است؟ میدان غربی بلوار با آن دسته گل نرگس را همه کس می توانست انجام دهد اما منهای "خلاقیت" کار هیچ کسی نیست. میدان های متروک شهر که در حال هویت یابی اند چقدر برای معترضان و منتقدان و شهروندان اهمیت دارد؟ کاش چهره میدان های خیام و انقلاب و امام حسین(ع) را بار دیگر ببینیم؟ از مسیر فرودگاه وارد شهر شویم و با دو سال پیش مقایسه کنیم. سطل های مجزا برای بازیافت ضایعات را چطور می بینیم؟ یا به پارک چغاسبز برویم و اگر ندیده ایم، ببینیم و باز مقایسه کنیم. آیا ابتکار جدید تلاش شبانه روزی ماموران زحمت کشِ کیسه به دست که از خیابانها زباله ها و آشغال‌های پرتابی "شهرنشینان" و ماشین سواران را جمع می کنند، فقط وظیفه است؟ اگر ندیده ایم، بوی شب بوها و شقایق های میدان ها و بلوارها را هم هنگام وزش باد متوجه نشده ایم؟ ایستگاههای تحویل گرفتن پسماندهای خشک برای ایلام زود است؟ فانتزی است؟ لاکچری است؟ کار فکری غرب زده است یا فرنگ رفته و شهر دیده و تجربه اندوخته؟ آگهی های آموزشی در سطح شهر برای زمان بیرون گذاشتن آشغال اهمیت ندارد؟ نماد ظریف راه شب ایلام برایمان جالب نیست؟ با انصاف ها بلوار اصناف را ببینند. نمادهای نوروزی امسال در میدانها و گذرها، زیباتر و متناسب تر و رنگارنگتر نبود؟

حس نمی کنیم که دیدگاهی پشت این دکور جدید هست که نگاهش را با تجربت اندوخته است؟ دست کم می داند شهر چیست و اقتضائات مرکز استان بودن کدام است. افتتاح خانه هنرمندان ایلام بدیع نیست؟ شهردار به هنگام افتتاح آن نکته ای گفت که نشان از داشتن نگرش در حوزه کاری اش است. «کلید دار شهری هستم که ظرفیت‌های خوبی دارد اما غمناک است و هنوز زیرساخت‌های عمرانی یک شهر معمولی را هم ندارد. هم اکنون در ایلام، در حوزه زیرساختهای عمرانی، فضای سبز استاندارد و فضاهای فرهنگی و تفریحی مناسب شهری، با استاندارهای کشور و جهان فاصله زیادی داریم .» این نظرگاه مشخص می کند که ذهن این مسئول سرنمون دارد. همان که می گوید جهانی فکر کنیم و بومی عمل. گرچه این سرمشق در حوزه اقتصاد و سیاست منتقدانی دارد ولی در حوزه سخت افزار، مدیریت شهری، طراحی پروژه ها و معماری اصلی پذیرفته شده است. بهداشت شهری و زیبایی شهر و جایی جمعی که آرام بخش باشد مستلزم مشارکت همگانی و این نگاه های جدید است .

پاسخ کهنه به این پرسش نو که چرا این همه کمبود در شهر دیده می شود و چهره شهر سیمانی و خاکستری و عبوس است را به گذشته ارجاع دادن و اینکه گذشتگان همین را هم نداشته‌اند، هنرنمایی و زرنگی و پاسخگویی و حاضرجوابی و اقناع نیست، پنهان شدن پشت فضای نرم و  امنی برای مسئولیت ناپذیری و فقدان خلاقیت و صلاحیت و بی تخصصی است. پاسخ مدیری است که فقط می خواهد نامه پاراف کند و میان وظایف مترتب بر مدیریت منابع طبیعی و آتشنشانی و فرمانداری و شهرداری و فرودگاه و شبکه بهداشت و دانشگاه و آموزش و پرورش و بانکداری و بازار بورس و هر چه عنوان مدیر در صدر آن است، تفاوتی قایل نیست. برای صاحب چنین نگرشی مهمتر از هر چیزی، مدیر ماندن است نه اصل امکان صلاحیت داشتن و مدیر چه حوزه ای شدن. گویی برداشت ما از مدیر هنوز مغشوش است. اگر به هنگام سیلاب شهر را آب می برد و شهردار را نیز، نام ایشان نیک می ماند و جمله طعنه گویان برای تقرب و تحسین، گوی از یکدیگر می ربودند. شورای شهر کارنامه خود را درخشان می دید و کارنامه شهردار فقید دُرفشان می شد. برخی از اعضای شورای شهر با سیل شایعه و روند معمول خبرپراکنی ها همراه شدند و از حضور شهردار ابراز بیخبری نمودند. شاید چون همه چنین گفته اند باید خود را به آنها رساند. اینجاست که بی تفاوتی و سکوت از اظهارنظر بهتر است. شهردار باید شهر دیده و شهر زیسته و تجربه اندوخته باشد. هرچند دیدنِ بدون خلاقیت راه به جایی نمی برد و برای آن شاهدی کفایت می کند. چندین سال پیش جمعی از مدیران و شهرداران استان ایلام را برای گرته برداری و از مدیریت شهری و تجهیز نگرش به آلمان بردند. بنده حضوری با یکی از آن مسافران به گفتگو نشستم و از دستاورد سفر برای شهر پرسیدم. ایشان ضمن تعریف از هتل و امکانات و نوع غذا و وسایل حمل و نقل از هدایایی گفت که برای اعضای خانواده خریده بود .

شاید از یک جهت اقدامات شهرداری اضافی است و در تخریب اموال عمومی و نمادها توسط شهرنشینان (نه شهروندان) نمود می یابد. شاهدش شکستن دست و بینی مجسمه های زیبای دو طرف بلوار شهرداری و جابجایی طعنه وار جارو در دست آنهاست. یا بردن گلدان های آویخته بر کوزه ای که در دور برگردان های پل غربی شهر به سمت دانشگاه ایلام دیده می شود. دیدن این تخریبها و بی تفاوتی ما، طعنه ای است که از خودمان به خودمان برمی گردد. تعدادی از ما ساکنان این شهر برای مشارکت در زیست جمعی شهری آموزش ندیده ایم و نمی دانیم محل سکونتمان ادامه خانه ماست و کشور خانه بزرگتر و زمین متعلق به همگان. این یعنی تلاقی بومی گرایی و جهان زیستی .

در ادامه مقایسه ها بی مناسبت نیست چند پرسش "بی اهمیت" طرح شود: نخست آنکه ما چه برداشتی از مدیر داریم؟ مدیر مبتکری ناظر است یا دستگاهی برای امضا و وجودی برای جلسه پشت درهای بسته و تکراری میان جمع؟ دوم اگر گذشته فراموش شده، آینده خواهد آمد و اگر مدیران بعدی کارهای ناتمام را تکمیل کنند هنرنمایی کرده اند. موافق باشیم یا مخالف، دوره های شهرداری ایلام در حوزه عمرانی و مدیریت مدرن شهری به قبل و بعد از شهردار فعلی تقسیم می شود. سوم به استناد درآمد و هزینه و قدرت خرید و تورم، سالهای گذشته دوران با ثبات تری از دو سال اخیر بوده است و درآمد و بودجه های آن سالها چگونه هزینه شده که نه نمادی برجاست و نه نمودی برپا؟ مدیران پیشین چه برآوردی از ضرورتهای زندگی شهری و برنامه های تحقق یافته و تحقق نیافته شهرداری داشته اند؟ سوالی ریزتر اینکه چنین مدیری با این تورم و شتاب قیمتها چنین کرده اند اگر ایشان در دوران ثبات نسبی گذشته شهردار  ایلام بود، شهر رنگی دیگر نمی گرفت؟ بنده وقوف دارد که آقای شهردار با اتکا به همان تجربه اندوزی ها، برنامه های کلان تری برای تغییر چهره شهر دارند و به ایشان گفته اند تا پروژه های کنونی با اتمام نرسد دست در دامن برنامه نویی نپیچاند. بازگردیم به پند «سعدی» که «بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» اگر در مورد هیچ کسی صدق نمی کند در مورد مدیری که شهری به او سپرده می شود، سخت مصداق دارد .


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: