• چهارشنبه ۸ آذر ماه، ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۱
  • دسته بندی : فرهنگی و هنری
  • کد خبر : 969-295-5
  • خبرنگار : 920916
  • منبع خبر : گفتگو

به مناسبت سالروز شهادت شهید یادگار امیدی

تصویری از بهشت

ایسنا، منطقه ایلام - یادداشت

حمیدحیدرپناه -  روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه

مردی بلندقامت و شیک‌پوش، با صورتی نورانی در میان دشتی از شقایق ایستاده، کلاه نمدی به سر دارد، یک دستش به اسلحه است که روی دوش انداخته و دست دیگرش به دوربینی که بر گردن دارد .

لباس‌خاکی جبهه به تن دارد، لباسی که برایمان آشناست اما به این شکل شیک و اتوکشیده با آن پوتین‌های مشکی و براق را کمتر دیده بودیم .

تماشای مردی با آن هیبت در آن دشت‌ و میان انبوهی از شقایق‌های سرخ، تصویر بهشت را به ذهن می‌آورد که اتفاقاً عجیب هم نیست، چرا که چندی پس از ثبت این عکس، آن مرد برای همیشه به آسمان پرگشود و به آرزوی دیرینه‌اش که همانا شهادت بود رسید و بهشت تنها جایی است که شایسته‌‎ی اوست .

عکسی متعلق به سردار شهید «یادگارامیدی»، بزرگمردی که شرح حماسه‌هایش را باید از همرزمانش پرسید، از دشت‌های پرفراز و نشیب مهران، از ارتفاعات‌میمک، کوه‌های صعب‌العبورکولک، شن‌های داغ چنگوله و ...

روستازاده‌ای متولد 1333 در چشمه‌رشیدکارزان از توابع شهرستان‌ سیروان (استان‌ایلام) که از همان سنین نوجوانی پشتکار و غیرتی مثال زدنی داشت، سال‌های جوانی را با کارگری در شهرهای‌صنعتی گذراند تا روی پای خودش بایستد. در همان دوران که صدای پای‌انقلاب آمد، به جمع انقلابیون پیوست. پس از پیروزی‌انقلاب خود را به منطقه ‌کردستان رساند تا در خاموش‌کردن غائله ضد انقلاب نقش‌آفرینی کند و در همین راه به درجه‌ جانبازی رسید، پس از آن با عضویت در جهادسازندگی به عمران روستاها کمک کرد .

با شروع جنگ به صورت‌داوطلبانه راهی جبهه‌میمک شد، چندی بعد به عضویت سپاه درآمد و پس از عملیات ‌والفجر 3 (مرداد سال‌62) و نمایش شجاعت‌وصلابت منحصربه‌فردش به عنوان فرمانده‌ اطلاعات ‌عملیات‌ لشگر 11 امیرالمومنین‌(ع) انتخاب و فصل ‌جدیدی از حماسه‌ها و خدمات‌ماندگارش رقم خورد .

انجام عملیات‌های پارتیزانی، شناسایی‌های متعدد و نفوذ چندین باره به‌ خاک‌ دشمن و به اسارت ‌گرفتن افسران ‌عراقی ‌و... تنها بخشی از اقدامات او بود و چندین ‌بار مجروح شد اما جبهه را رها نکرد .

مبارزه با مزدوران‌ عراقی (گروه‌فرسان) که به گوش‌برها معروف بودند، درخشان‌ترین بخش از دفتر حماسه‌های او و همرزمانش بود .

گروهی که از طریق نقاط کور مرز در محدوده دشت‌ چنگوله و جاده مهران-دهلران به خاک ایران وارد و هرکس را در مسیرشان (نظامی ‌و غیرنظامی) بود به رگبار می‌بستند، زنده‌ها را اسیر و زخمی‌ها را با تیر خلاص به شهادت می‌رساندند و گوش‌هایشان را برای دریافت جایزه و دینار به نیروهای عراقی تحویل می‌دادند .

ظهور این گروه‌ خبیث و شرح جنایت‌هایشان موجب رعب ‌و وحشت در میان مردم شده‌ بود و بر این ‌اساس شهید یادگار و گروهش ماموریت یافتند تا به تعقیب و انهدام آنها بپردازند .

از آن ‌زمان بود که کمتر وقتی پیش می‌آمد او و همرزمانش به مرخصی بیایند و بصورت شبانه‌روز در میان دشت‌های پرخوف‌ و‌ خطر به گشت‌زنی و تعقیب گوش‌برها می‌پرداختند که شرح و توصیف اقداماتشان در این سطرها نمی‌گنجد و لازم ‌است برای خواندنشان سراغ کتاب "یادهای یادگار" رفت که به‌کوشش "محمدعلی قاسمی" نگاشته‌ شده و یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین کتاب‌های دفاع‌مقدس است .

باید سطرسطر این کتاب را خواند تا با حال‌و‌هوای آن روزها آشنا شد، معنی شجاعت را فهمید، به ‌دل شب‌ زدن و هوشیاری در مواجهه با دشمن را لمس کرد. چگونگی شکار گوش‌برها و روایت به هلاکت‌رسیدن فرمانده آنها توسط شهید امیدی در نبردی تن به تن، از زوایای مختلف و از زبان چند شاهد عینی، بسیار خواندنی است .

و سرانجام غم‌انگیزترین قسمت کتاب، روایت عاشورا گونه شهادت یادگار امیدی در نبرد با تعداد زیادی از گوش‌برهاست که بارانی از اشک را بر چشمها سرازیر و غرور و افتخار را بر دل می‌نشاند .

امروز هشتم آذرماه سالگرد آن واقعه است در سال 64، روزی که آن مرد باصلابت برای همیشه به دشت شقایق‌ها کوچ کرد تا آرامش و امنیت امروز را مدیون رشادت‌های او و همرزمانش باشیم .

کتاب "یادهای‌یادگار" را بخوانیم و تلاش‌کنیم ارزش‌ها و حماسه‌های اسطوره‌های دفاع‌ مقدس را بیش‌ازهمیشه به نسل‌جدید معرفی کنیم .


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: